00:00دیگه دختر و پسرمونم اومدن خدا رو شکر
00:02بقیه از هیچ همیتی نداره
00:04واقعا خدا رو شکر
00:06دخترم اون نوزی که بلای سرت نیو برد
00:08نه آب جی مروه
00:09اصلا نقشه یلماز این بود که خلیل ابراهیم رو بکشه و برادرم هم به زانو در بیاره
00:14اما خلیل ابراهیم این نقشه رو خراب کرد
00:19زینب یکم گشنش بود واسه تا هم یه چیزی بیاره؟
00:23نه اجایلا سوپ پخته بود از همون خوردم امنون
00:28خب ادا نور
00:30بسیار زندگی جاییدت آماده ای؟
00:32چی مثلا؟
00:35نگه زینب رستوران رو بهت نگفت؟
00:37گفت ولی چه ربطی به زندگی من داره؟
00:40خب خراره تو مدیریتش کنیدیم؟
00:42متوجه نشده
00:44تو دوست و فامیلای مارو خوب میشنسیم
00:46به نظر من خیلی خوب مدیریتش بکنیم
00:49آخه من از این کارا چی سرم میشه خلیل ابراهیم؟
00:53یاد نیگیره یاد میگی
00:54اصلا به من نگاه نکن من هم نمیدونستم
00:56الان با تو فهمیدم
00:57ادا نور انجام دادنشو که انجام میده
00:59اگه خدا بخواد دختر من از پس هر کاری برمیاد
01:02ولی تو این وضعیت چطوری میشه خلیل ابراهیم
01:04محافظه دمه درم تو جول میکنی دادشویسر
01:06تو آب جیمه هر به انتخابشون میکنیم
01:09گارسونا هم هم اونا میمونن
01:11بغیر از این موارد چیز دیگهی تغییره میکنه
01:13تو وقتی هم که دانور اونجا باشه
01:15همین میفهمن که اونجا مال ماست
01:18خوب تو
01:19حالا که به هم اتماد کردی
01:21البته که هر کاری ازم بر بیاد انچان میدم
01:24خیلی خوشحال شد
01:25چه ابریک میگم
01:27هم هم میگم دوخترم
01:28به سرم تو هم که گفتی سیرم
01:31ولی همه دوگمه ها رو داری میخوری
01:34تو هم نمیدونیست
01:35خیلی خوشحال شاید روستشو به
01:37بگو خوشحال نمیدونیست
01:38آره دهنت خوشحال شد
Comments