Skip to playerSkip to main content
  • 2 days ago
عشق بی حد و مرز -#104 خلیل ابراهیم & زینب
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00زینب تو اینجا سب کن من برم داخل ببینم و بیام
00:18توران اصلا این کار بلد نیستیه
00:20عثمان این سطلو عوض کن برا خون شده
00:23توران عثمان
00:26زینب خوش اومدی حالت خوبه
00:28من خوبم خلیل ابراهیم کجاست
00:30تواش بسخونه قهوه درست نکنم
00:36اینجا چی کار میکنیم
00:37چی کار کنیم دایی
00:38داریم رد عملیات رو تمیز بین
00:40یه نگاه و من بکنیم ببینم
00:42دارم اون رو میپرسم
00:49خلیل ابراهیم
00:55خیلی ترسیدم
00:56خدارو شکر که حالت خوبه
00:59خدارو شکر
01:02فکر کردم مردی خیلی ترسیدم
01:06من خوبم
01:08خوبم خوبم
01:09خدارو شکر که تو هم حالت خوبه
01:15اما تو اینجا چی کار میکنی؟
01:18یعنی چی تو اینجا چی کار میکنی؟
01:20مگه تو نایمدی اینجا که در بره بره داوود تسلیم بشی؟
01:24پس داوود کو آدماش کجان؟
01:27بذارین قهوه همونو بخوریم
01:28بساعت تعریف میکنم خوال
01:30قهوه؟
01:30قهوه بخوری؟
01:34خلیل ابراهیم
01:35این دیگه از کجا در اومد؟
01:36نمیخوای بگی چی شده؟
01:37عزیزم
01:38عزیز دلم
01:39تعریف میکنم
01:40تعریف میکنم
01:44دایی
01:45خوش اومدی؟
01:46ممنون پسرم ولی
01:48دادشا زینب میخواد قهوه شما رو بخورم
01:50اگه میخوایم واسه خودتون درست کنین باشه؟
01:53نوشه جونش باشه
01:54ما واسه خودمون رو راست میکنیم
01:56اشکانی نبیش؟
01:56اول ویل کن گرست نمونه بابا
01:58بریم آشمت خونه یه چیزی بخوریم
01:59مگه ندایی؟
02:00اگه تا چند دقیقه دیگه درست حضابی
02:02ماجر رو تعریف نکنین
02:03من برای تعریف میکنم بیا بریم
02:05دقیقه
02:06بیا دایی نترس
02:07غلیل ابرهیم چه خبره؟
02:10نمیخوای چیزی بگی؟
02:13شوتا داره زنگ میزنه
02:16جونم شوتا
02:17ما خوبیم خوبیم
02:20چیکا کردین شما؟
02:22آه
02:24ما هم تورستورانیم
02:26نه لازم نیست شما بیاییم
02:28باشه خدافز
02:30حال دادشم خوبه؟
02:32خوبه خوبه نگران نباشه
02:33دارم میرن خونه
02:35خود رو شکر
02:36من برم آشپسخونه
02:38تا عثمان کل آشپسخونه رو نخورده نه؟
02:45چه خبر؟
02:50تو برای چی بی خبر از من کار میکنی؟
02:53یکی تو چیزیت میشه چی؟
02:55چون میخواستم به یه دردی بخورم
02:58حد اقل واسه به درگ واسه شدن اینی ایلماس
03:02حدس میزدم مامانم بره پیشش
03:05اما از کجا میتونستم حدس بزندم که اون عوضی منو گیر وگام بگیر و از تو باجگیری کنه
03:17دیگه منو اینطوری نترسون باشه؟
03:22چیزی هست که تو ازش بترسی؟
03:26میترسم
03:27زینب
03:30میترسم از دستت بدم
03:36باشه
03:39دیگه نمیترسونم ات
03:43حالا تحریف کن ببینم اینجا چه اتفاقایی افتاد
03:46آخرین لحظه تو رو تحویل داود داده بودن
03:49بعدش تو چطوری اون روانی رو متقاعد کردی؟
03:53چی بهش گفتی؟
03:54داود نبود
03:55بسرش سرکام بود
03:58اون از پدرش روانی تره؟
04:00اولش بعد حرف زد
04:02اما بعد به طب و فقرستیم
04:51خلیل ابراهیم
04:52خلیل ابراهیم
04:52دران جدی میگه؟
04:53حتی اینجا رو هم دادن به ما
04:55یعنی چی اینجا رو دادن به ما؟
04:58گرفتیم دیگه
05:00یعنی
05:02اینجا دیگه مکان داود نیست
05:07ببین اه میدونی ما چی کار کنیم؟
05:09تو قهوتو بخور؟
05:11من برم از توران و عثمان بپرسم ببینم چه خبر شده
05:14باش باش باش نرو
05:15نرو
05:15آی خلیل ابراهیم من نگران جون تو هم از نگرانه دارم میمیرم
05:20بعد تو انگر اومدی مصاحبه کاریی به من میگی اینجا مال ما شد
05:23دیگه صاحبه اینجا ماییم و این حرفا
05:25منم در نظر نداشتم اینجورو بگیریم
05:27اما با سرکان که داشتیم حرف میزدیم یه هایی پیش اومد
05:31آه
05:31جلک نکنین
05:48ازیزم ببین اینجا از زمان کدکی من بوده و متعلق به اوناست
05:53اونا بمیرنم یه زباله اینجا رو به کسی نمیدن چطوری اینجا رو بهت دادن؟
05:58همونطور که گفتم اولش راضی به این کار نبود
06:02اما بعدش به یه نحوی راضی شد
06:26داری به چی نگاه بکنی؟
06:28شلیک کن دیگه
06:30شلیک کن تا ببینیم
06:32یه نفر از اونایی که بهشون سلام میکنی زنده میمونن
06:34یه نه؟ تو هنوز متوجه نیستی فات رو تو کفشکی کردی؟
06:43من قاطع اینکه صفتکاریه نمیشه
06:45اما اگه اون وضعی ها بخوان دور و اطراف من به بلکنه حالمونو خراب کنن؟
06:53نابودش رو میکنن؟
06:54اما امروز تو رو نمیکشم
07:01میفرستم ات پیش باباد
07:14فقط واسه اینکه حرفا مو بهش برسونی
07:18برای اینکه این دفعه درست بفهمه
07:21گفتم جایی که من هستم متعلق به منه
07:24اما متوجه نشدیم
07:26اینجا دیگه برای منه
07:29مکان داوود نیست
07:32اینجا برای ماست
07:35به اون باباد که دوازده ساعت به این وقت داد برو بگو
07:39از اونجایی که به مکانم هم بکرد
07:42از اونجایی که از دور با توفنگ دوربیندار مهمون منو زد
07:49هونو مهمون این خاکها میکنم
07:52بدون مکان میزرمش
07:54تا موقعی که دوباره به خاک برگرده
07:59هر روز
08:00منتظر این باشه که قراره چه روز این آبتش برسه
08:10موسیقی
08:15موسیقی
08:17موسیقی
08:18موسیقی
08:32موسیقی
08:36موسیقی
08:48موسیقی
08:56جوران دادشم کارم تموم شد بیاین اینجا
09:04داود برای گفتن شریعت بازم میاد
09:07اما سرکان وقتی دش میرفت خیلی خوشحال بود
09:13خیلی خوام بگذاریم
09:20اینقدر تو رو زیاد دوست دارم که
09:23این دروق هایی که گفتی هیچ کدومشون برام مهم نیست
09:29همین که زندگی برام کافیه
09:31الان هر داستانی دوست داری برام تعریف کن
09:38خب دیگه بریم خونمو
09:43بچه ها مغازه رو میبندن
09:46چی مغازه؟
10:02باشه باشه شما بریم
10:04باشه باشه شما بریم
10:04ما هم یه چیزایی بخوریم ببندیم میاییم
10:06خلیل ابراهین
10:08ما کلید اینجا رو نداریم
10:10چجوری ببندیم
10:11دادش به کلید نیازی نیست
10:13کزی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
10:16بیاد به مکار ما
10:17باشه شما بیاده
10:35باشه شما بیاده
10:40باشه شما بیاده
Comments

Recommended