00:00زینب تو اینجا سب کن من برم داخل ببینم و بیام
00:18توران اصلا این کار بلد نیستیه
00:20عثمان این سطلو عوض کن برا خون شده
00:23توران عثمان
00:26زینب خوش اومدی حالت خوبه
00:28من خوبم خلیل ابراهیم کجاست
00:30تواش بسخونه قهوه درست نکنم
00:36اینجا چی کار میکنیم
00:37چی کار کنیم دایی
00:38داریم رد عملیات رو تمیز بین
00:40یه نگاه و من بکنیم ببینم
00:42دارم اون رو میپرسم
00:49خلیل ابراهیم
00:55خیلی ترسیدم
00:56خدارو شکر که حالت خوبه
00:59خدارو شکر
01:02فکر کردم مردی خیلی ترسیدم
01:06من خوبم
01:08خوبم خوبم
01:09خدارو شکر که تو هم حالت خوبه
01:15اما تو اینجا چی کار میکنی؟
01:18یعنی چی تو اینجا چی کار میکنی؟
01:20مگه تو نایمدی اینجا که در بره بره داوود تسلیم بشی؟
01:24پس داوود کو آدماش کجان؟
01:27بذارین قهوه همونو بخوریم
01:28بساعت تعریف میکنم خوال
01:30قهوه؟
01:30قهوه بخوری؟
01:34خلیل ابراهیم
01:35این دیگه از کجا در اومد؟
01:36نمیخوای بگی چی شده؟
01:37عزیزم
01:38عزیز دلم
01:39تعریف میکنم
01:40تعریف میکنم
01:44دایی
01:45خوش اومدی؟
01:46ممنون پسرم ولی
01:48دادشا زینب میخواد قهوه شما رو بخورم
01:50اگه میخوایم واسه خودتون درست کنین باشه؟
01:53نوشه جونش باشه
01:54ما واسه خودمون رو راست میکنیم
01:56اشکانی نبیش؟
01:56اول ویل کن گرست نمونه بابا
01:58بریم آشمت خونه یه چیزی بخوریم
01:59مگه ندایی؟
02:00اگه تا چند دقیقه دیگه درست حضابی
02:02ماجر رو تعریف نکنین
02:03من برای تعریف میکنم بیا بریم
02:05دقیقه
02:06بیا دایی نترس
02:07غلیل ابرهیم چه خبره؟
02:10نمیخوای چیزی بگی؟
02:13شوتا داره زنگ میزنه
02:16جونم شوتا
02:17ما خوبیم خوبیم
02:20چیکا کردین شما؟
02:22آه
02:24ما هم تورستورانیم
02:26نه لازم نیست شما بیاییم
02:28باشه خدافز
02:30حال دادشم خوبه؟
02:32خوبه خوبه نگران نباشه
02:33دارم میرن خونه
02:35خود رو شکر
02:36من برم آشپسخونه
02:38تا عثمان کل آشپسخونه رو نخورده نه؟
02:45چه خبر؟
02:50تو برای چی بی خبر از من کار میکنی؟
02:53یکی تو چیزیت میشه چی؟
02:55چون میخواستم به یه دردی بخورم
02:58حد اقل واسه به درگ واسه شدن اینی ایلماس
03:02حدس میزدم مامانم بره پیشش
03:05اما از کجا میتونستم حدس بزندم که اون عوضی منو گیر وگام بگیر و از تو باجگیری کنه
03:17دیگه منو اینطوری نترسون باشه؟
03:22چیزی هست که تو ازش بترسی؟
03:26میترسم
03:27زینب
03:30میترسم از دستت بدم
03:36باشه
03:39دیگه نمیترسونم ات
03:43حالا تحریف کن ببینم اینجا چه اتفاقایی افتاد
03:46آخرین لحظه تو رو تحویل داود داده بودن
03:49بعدش تو چطوری اون روانی رو متقاعد کردی؟
03:53چی بهش گفتی؟
03:54داود نبود
03:55بسرش سرکام بود
03:58اون از پدرش روانی تره؟
04:00اولش بعد حرف زد
04:02اما بعد به طب و فقرستیم
04:51خلیل ابراهیم
04:52خلیل ابراهیم
04:52دران جدی میگه؟
04:53حتی اینجا رو هم دادن به ما
04:55یعنی چی اینجا رو دادن به ما؟
04:58گرفتیم دیگه
05:00یعنی
05:02اینجا دیگه مکان داود نیست
05:07ببین اه میدونی ما چی کار کنیم؟
05:09تو قهوتو بخور؟
05:11من برم از توران و عثمان بپرسم ببینم چه خبر شده
05:14باش باش باش نرو
05:15نرو
05:15آی خلیل ابراهیم من نگران جون تو هم از نگرانه دارم میمیرم
05:20بعد تو انگر اومدی مصاحبه کاریی به من میگی اینجا مال ما شد
05:23دیگه صاحبه اینجا ماییم و این حرفا
05:25منم در نظر نداشتم اینجورو بگیریم
05:27اما با سرکان که داشتیم حرف میزدیم یه هایی پیش اومد
05:31آه
05:31جلک نکنین
05:48ازیزم ببین اینجا از زمان کدکی من بوده و متعلق به اوناست
05:53اونا بمیرنم یه زباله اینجا رو به کسی نمیدن چطوری اینجا رو بهت دادن؟
05:58همونطور که گفتم اولش راضی به این کار نبود
06:02اما بعدش به یه نحوی راضی شد
06:26داری به چی نگاه بکنی؟
06:28شلیک کن دیگه
06:30شلیک کن تا ببینیم
06:32یه نفر از اونایی که بهشون سلام میکنی زنده میمونن
06:34یه نه؟ تو هنوز متوجه نیستی فات رو تو کفشکی کردی؟
06:43من قاطع اینکه صفتکاریه نمیشه
06:45اما اگه اون وضعی ها بخوان دور و اطراف من به بلکنه حالمونو خراب کنن؟
06:53نابودش رو میکنن؟
06:54اما امروز تو رو نمیکشم
07:01میفرستم ات پیش باباد
07:14فقط واسه اینکه حرفا مو بهش برسونی
07:18برای اینکه این دفعه درست بفهمه
07:21گفتم جایی که من هستم متعلق به منه
07:24اما متوجه نشدیم
07:26اینجا دیگه برای منه
07:29مکان داوود نیست
07:32اینجا برای ماست
07:35به اون باباد که دوازده ساعت به این وقت داد برو بگو
07:39از اونجایی که به مکانم هم بکرد
07:42از اونجایی که از دور با توفنگ دوربیندار مهمون منو زد
07:49هونو مهمون این خاکها میکنم
07:52بدون مکان میزرمش
07:54تا موقعی که دوباره به خاک برگرده
07:59هر روز
08:00منتظر این باشه که قراره چه روز این آبتش برسه
08:10موسیقی
08:15موسیقی
08:17موسیقی
08:18موسیقی
08:32موسیقی
08:36موسیقی
08:48موسیقی
08:56جوران دادشم کارم تموم شد بیاین اینجا
09:04داود برای گفتن شریعت بازم میاد
09:07اما سرکان وقتی دش میرفت خیلی خوشحال بود
09:13خیلی خوام بگذاریم
09:20اینقدر تو رو زیاد دوست دارم که
09:23این دروق هایی که گفتی هیچ کدومشون برام مهم نیست
09:29همین که زندگی برام کافیه
09:31الان هر داستانی دوست داری برام تعریف کن
09:38خب دیگه بریم خونمو
09:43بچه ها مغازه رو میبندن
09:46چی مغازه؟
10:02باشه باشه شما بریم
10:04باشه باشه شما بریم
10:04ما هم یه چیزایی بخوریم ببندیم میاییم
10:06خلیل ابراهین
10:08ما کلید اینجا رو نداریم
10:10چجوری ببندیم
10:11دادش به کلید نیازی نیست
10:13کزی نمیتونه بدون این که دعوتش کنیم
10:16بیاد به مکار ما
10:17باشه شما بیاده
10:35باشه شما بیاده
10:40باشه شما بیاده
Comments