Skip to playerSkip to main content
  • 3 days ago
عشق بی حد و مرز -#91 خلیل ابراهیم & زینب
ادا که تمام امیدهای خود را در زندگی به تحصیل وصل می کند، با سرکان بولات روبرو می شود که بورس تحصیلی او را برای تحصیل در خارج از کشور قطع می کند و باعث می شود او از دبیرستان فارغ التحصیل شود. اگر سرکان بولات دو ماه وانمود به نامزدی با او کند، پیشنهاد می کند که بورسیه اش را به ادا برگرداند. اگر چه ادا ابتدا پیشنهاد مرد مورد نفرتش را رد می کند، اما با تغییر شرایط مجبور می شود بپذیرد. سرکان و ادا در حالی که تظاهر به نامزدی می کنند، شروع به یک رابطه پرشور و چالش برانگیز می کنند که باعث می شود تمام آنچه را که درست می دانند فراموش کنند. چون عشق سخته و به همین دلیل شگفت انگیز است.

بازیگران: کرم بورسین، هانده ارچل، نسلیهان یلدان، اوریم دوعان، آنیل ایلتر، الچین آفاجان، باشاک گومولجینلی‌اوعلو، علی جان آیتکین، سارپ بوزکورت، سینان آل‌بایراک، سینان حلواجی، سینا اوزر، دوعا اوزوم، عایشه آکین، احمد افه متک‌اوعلو و مایا باشول.

شرکت تولید کننده: ام اف یاپیم
تهیه کننده: آسنا بلبل‌اعلو
فیلمنامه: عایشه اونر کوتلو، دنیز گورلک، ملک سون
کارگردان: آلتان دونمز
شرکت تولید کننده: MF Yapım

Category

📺
TV
Transcript
00:00بفرام
00:09خوب
00:11فکرت چیزای خوبی برای ما آماده کرده
00:15یه حساب رو من پرداخت میکنم قبول
00:17البته که تو باید پرداخت کنی
00:19این اواخر اینقدر به ما زرر زدی
00:21یک کمیش رو باید پرداخت کنی دیگه
00:23اینجوری از هر جای زرر رو بگیری منفعت کردی
00:27بابا میشه سر این میز از زود و زرر حرف نزنی؟
00:32از روی عادت دخترم
00:35ببخشید
00:38زینب حرف منو زمین ننداخت
00:41تو رو قانه کرده
00:42از هر دوتاتون ممنونم
00:44فکرت هم دستش درد نکنه حرف منو زمین ننداخت
00:49من باور نمی کنم که این شام به نتیجهی برسه
00:53فقط از رو کنچکا بیومد
00:55ببینیم این بار خلیل ابراهیم چی میخواد؟
00:58یعنی میگی سری برو سر اصل بدل
01:00آره برو
01:02قرار نیست حال همدیگره بپرسیم
01:04چون احترامی واسه همگاهل نیستیم
01:07من با کمال میر به این دیدار اومدم
01:11و خب تزمین میکنم که به نتیجهی که میرسیم وفادار میمونم
01:18باشه
01:22آقا رزوان
01:24از همه ی کاراتون بکشین کنار
01:30هر چیزی که غیر قانونی هست تو بذارین کنار
01:33ببین
01:34یه لحظه
01:35یه لحظه
01:35فکرت گوش میدن
02:05زیاد روک حرف نزن
02:06تو اومدی بابامون رو بازنشسته کردی
02:11تو اصلا حد وسط نداری؟
02:16راستش به نظرم
02:18فکر بدیم نیست
02:23آره یه لحظه
02:25یه لحظه
02:26خلیل ابراهیم
02:27تو اینو به من بگو
02:29من
02:30اگه کارو بذارمش کنار
02:34تو با فکرت نمی جنگی
02:37با شریکام نمی جنگی
02:39تو خیلی از موارد با فکرت
02:43خط قرمزمون یکیه
02:45اگه شما این کارو بکنیم
02:47ما یه جوری با اون به تفاهم میرسیم
02:51برسیم به شرکاتون
02:53قبلا گفتم به چی آلرژی دارم
02:56مثلا مواد مخدر
03:00به یلماز را نمیدن
03:02به دورسون و پسرشم که
03:05با اون همکاری میکنن همینطور
03:08اولین که
03:10بابام هنوز در قید حیاته
03:12و خیلی هم سالمه
03:13چرا بازنشسته بشه
03:14دوامی که
03:17بگیم حرفتو قبول کرد
03:18و بازنشسته شد
03:19کسایی که از نبوده بابام
03:21سو استفاده میکنن
03:22با من می جنگم
03:23من کنارت میمونم فکرت
03:26من نمیخوام رهبری کنم
03:28دنبال تجارتم نیستم
03:30اصلا انتظاری هم ندارم
03:32یعنی
03:32دنبال من فعد نیستم
03:34تا وقتی که خانواده تو
03:36از کارهای خلاف نجات بدی
03:37کنارت میمونم
03:39داداشم میگه
03:41اگه بابا بکشه کنار
03:43مصیبت هست
03:44بقیه آدم ها هستن
03:46کسایی هم که با خارج در ارتباطن
03:48میگه هدف من میشم
03:50داداشته که تو هدفه
03:52آره
03:54اگه شما
03:55این کارو بیشتر از این عقب مندزین
03:58برای مجازات شما
03:59فکرت رو میزنن
04:08راست میگه
04:11بابا ما داریم در مورد چی حرف میزنیم
04:13این کار بازدشستگی نداره آخه
04:16داره فکرت
04:17داره
04:20خسته شدم از این که
04:21مدام بچه همو از دست
04:23بدهم
04:25میخوام کسایی که دوستشون دارم
04:28پیشم باشن
04:31خلید ابراهیم
04:32من کاری که گفتی و انجام میدم
04:37بلی اینو بدون
04:40علماز برای مقابله با این بد جوری
04:44قراره با حس بجنگه
04:46هر کاری از دستش برمیاد میتونه بکنه
04:59برمان قضاهاتون اومد
05:22کسی از اومدنه علماز خبر داشت
05:25از کجا بدونیم یا رو میاد
05:26مگه ما غیبگوییم
05:27آره بابا
05:28این اواخر هر جا میریم سری بیداشت میشه
05:31شتا
05:32برو داخل خبر بده
05:33باشه بابا
05:34باشه بابا
06:07شما اینجا منتظر برم
06:12آقا علماز
06:15رشید
06:16شنیدن پسراتو کشتن
06:25نه
06:26همچین چیزه نیست آقا علماز
06:28خیلو
06:29باشه
06:30خوشحال شدم برات
06:31ممنون
06:36آقا رزوان چی گفت؟
06:38گفت اگه میاد بیاد
06:39خلیل ابراهیم چی گفت؟
06:40گفت اگه میاد بیاد
06:42شتا
06:43تو با من بیاد تو
06:54این سندلیو با ایجاز من میبرم
07:03حسابو کی پرداخت میکنم
07:04با توجه به اون میخوام سفارش بده
07:07من
07:15تو با یه شام نمیتونی دربیر خلیل ابراهیم
07:18حسابتو سنگینه
07:24پسر دهیم
07:25اینجا واسه کار جمع نشدیم
07:28زینم یه تصمیم میگرفته
07:30با خلیل ابراهیم ازدواش کرده
07:33به خاطر اونا اینچه ایم
07:35خوب
07:36منم از خانواده
07:38آره متاسفانه از خانواده ای
07:41اما دعوت نشدیم
07:42تو هم خونه ای من دعوت نبودی زینم
07:46اما اومدی به خونه
07:48حمله کردی گفتی شوهرمو کشتی
07:53بعدش هم زیر ماشین هم بوم گذاشتی
07:59شوهرمه برو سراغ ماشین برقی
08:01امنیتش خیلی زیاده
08:03آدم های این تو پومبنزین بوم گذاشتن زیر ماشین
08:07اما چون مال من برقیه نرفت پومبنزین
08:10آقا خانومش فرسته زیر ماشین بوم بذاره
08:19فکرت
08:21فکرت انبارت پره
08:24نفع میدم
08:25ممکنه تو پومبنزین دهکده مشکلی پیش بود
08:29چه چرت و فردی داره میگه ایلم هست
08:32ادامه بده
08:50این به خاطر بیاده بید
08:56هر بار که به من حمله کنی منم
08:57به دهکده تو عمله میکنم
09:02بیگونه ها رو عذیت میکنم
09:04به هیچ کدومشون رو عمله میکنم
09:08قبل از این که تو بیای گفتم
09:10به خودتم بگم
09:13هر کاری که از دستت بر میاد انجام بده
09:18هر کاری میتونی بکنی بکن
09:24مطمئن بش که طورم تو میدون شهر عویزون میکنم
09:28این فکر عویزون کردن خیلی خوبه
09:30قانون خوبیه
09:32به خاطر همین
09:34این فرمانده هست که
09:37جنسای منو گرفت
09:39به بچه ها گفتم
09:40اونو بگیرن تو میدون شهر عویزون کنن
09:44حالا میبینیم
09:51یه عوضی
09:56ایلم هست
09:58تو دیوونه شدی؟
10:02میخوایی به دولت حمله کنی؟
10:05مگه تو تروریست دیری؟
10:07سلام
Comments

Recommended