00:00بفرام
00:09خوب
00:11فکرت چیزای خوبی برای ما آماده کرده
00:15یه حساب رو من پرداخت میکنم قبول
00:17البته که تو باید پرداخت کنی
00:19این اواخر اینقدر به ما زرر زدی
00:21یک کمیش رو باید پرداخت کنی دیگه
00:23اینجوری از هر جای زرر رو بگیری منفعت کردی
00:27بابا میشه سر این میز از زود و زرر حرف نزنی؟
00:32از روی عادت دخترم
00:35ببخشید
00:38زینب حرف منو زمین ننداخت
00:41تو رو قانه کرده
00:42از هر دوتاتون ممنونم
00:44فکرت هم دستش درد نکنه حرف منو زمین ننداخت
00:49من باور نمی کنم که این شام به نتیجهی برسه
00:53فقط از رو کنچکا بیومد
00:55ببینیم این بار خلیل ابراهیم چی میخواد؟
00:58یعنی میگی سری برو سر اصل بدل
01:00آره برو
01:02قرار نیست حال همدیگره بپرسیم
01:04چون احترامی واسه همگاهل نیستیم
01:07من با کمال میر به این دیدار اومدم
01:11و خب تزمین میکنم که به نتیجهی که میرسیم وفادار میمونم
01:18باشه
01:22آقا رزوان
01:24از همه ی کاراتون بکشین کنار
01:30هر چیزی که غیر قانونی هست تو بذارین کنار
01:33ببین
01:34یه لحظه
01:35یه لحظه
01:35فکرت گوش میدن
02:05زیاد روک حرف نزن
02:06تو اومدی بابامون رو بازنشسته کردی
02:11تو اصلا حد وسط نداری؟
02:16راستش به نظرم
02:18فکر بدیم نیست
02:23آره یه لحظه
02:25یه لحظه
02:26خلیل ابراهیم
02:27تو اینو به من بگو
02:29من
02:30اگه کارو بذارمش کنار
02:34تو با فکرت نمی جنگی
02:37با شریکام نمی جنگی
02:39تو خیلی از موارد با فکرت
02:43خط قرمزمون یکیه
02:45اگه شما این کارو بکنیم
02:47ما یه جوری با اون به تفاهم میرسیم
02:51برسیم به شرکاتون
02:53قبلا گفتم به چی آلرژی دارم
02:56مثلا مواد مخدر
03:00به یلماز را نمیدن
03:02به دورسون و پسرشم که
03:05با اون همکاری میکنن همینطور
03:08اولین که
03:10بابام هنوز در قید حیاته
03:12و خیلی هم سالمه
03:13چرا بازنشسته بشه
03:14دوامی که
03:17بگیم حرفتو قبول کرد
03:18و بازنشسته شد
03:19کسایی که از نبوده بابام
03:21سو استفاده میکنن
03:22با من می جنگم
03:23من کنارت میمونم فکرت
03:26من نمیخوام رهبری کنم
03:28دنبال تجارتم نیستم
03:30اصلا انتظاری هم ندارم
03:32یعنی
03:32دنبال من فعد نیستم
03:34تا وقتی که خانواده تو
03:36از کارهای خلاف نجات بدی
03:37کنارت میمونم
03:39داداشم میگه
03:41اگه بابا بکشه کنار
03:43مصیبت هست
03:44بقیه آدم ها هستن
03:46کسایی هم که با خارج در ارتباطن
03:48میگه هدف من میشم
03:50داداشته که تو هدفه
03:52آره
03:54اگه شما
03:55این کارو بیشتر از این عقب مندزین
03:58برای مجازات شما
03:59فکرت رو میزنن
04:08راست میگه
04:11بابا ما داریم در مورد چی حرف میزنیم
04:13این کار بازدشستگی نداره آخه
04:16داره فکرت
04:17داره
04:20خسته شدم از این که
04:21مدام بچه همو از دست
04:23بدهم
04:25میخوام کسایی که دوستشون دارم
04:28پیشم باشن
04:31خلید ابراهیم
04:32من کاری که گفتی و انجام میدم
04:37بلی اینو بدون
04:40علماز برای مقابله با این بد جوری
04:44قراره با حس بجنگه
04:46هر کاری از دستش برمیاد میتونه بکنه
04:59برمان قضاهاتون اومد
05:22کسی از اومدنه علماز خبر داشت
05:25از کجا بدونیم یا رو میاد
05:26مگه ما غیبگوییم
05:27آره بابا
05:28این اواخر هر جا میریم سری بیداشت میشه
05:31شتا
05:32برو داخل خبر بده
05:33باشه بابا
05:40موسیقی
06:07شما اینجا منتظر برم
06:12آقا علماز
06:15رشید
06:16شنیدن پسراتو کشتن
06:25نه
06:26همچین چیزه نیست آقا علماز
06:28خیلو
06:29باشه
06:30خوشحال شدم برایت
06:31ممنون
06:36آقا رزوان چی گفت؟
06:38گفت اگه میاد بیاد
06:39خلیل ابراهیم چی گفت؟
06:40گفت اگه میاد بیاد
06:42شتا
06:43تو با من بیاد تو
06:54این سندلیو با ایجاز من میبرم
07:03حسابو کی پرداخت میکنم
07:05با توجه به اون میخوام سفارش بده
07:07من
07:15تو با یه شام نمیتونی دربیر خلیل ابراهیم
07:18حسابتو سنگینه
07:24پسر دهیم
07:25اینجا واسه کار جمع نشدیم
07:28زینم یه تصمیم میگرفته
07:30با خلیل ابراهیم ازدواش کرده
07:33به خاطر اونا اینچه ایم
07:35خوب
07:36منم از خانواده
07:38آره متاسفانه از خانواده ای
07:41اما دعوت نشدیم
07:42تو هم خونه ای من دعوت نبودی زینم
07:46اما اومدی به خونه
07:48حمله کردی گفتی شوهرمو کشتی
07:53بعدش هم زیر ماشین هم بوم گذاشتی
07:59شوهرم برو سراغ ماشین برگی
08:01امنیتش خیلی زیاده
08:03آدم های این تو پومبنزین بوم گذاشتن زیر ماشین
08:07اما چون مال من برگیه نرفت پومبنزین
08:10آقا خانومش فرسته زیر ماشین بوم بذاره
08:19فکرت
08:21فکرت انبارت پره
08:24نفع میدم
08:25ممکنه تو پومبنزین دهکده مشکلی پیش مید
08:29چه چرت و فردی داره میگه ایلم هست
08:32ادامه بده
08:50این به خاطر بیاده بید
08:56هر بار که به من حمله کنی منم
08:57به دهکدهی تو عمله میکنم
09:02بیگونه ها رو عذیت میکنم
09:04به هیچ کدومشون رو عمله میکنم
09:07قبل از این که تو بیایی گفتم
09:10به خودتم بگم
09:13هر کاری که از دستت بر میاد انجام بده
09:18هر کاری میتونی بکنی بکن
09:24مطمئن باش که طورم تو میدون شهر عویزون میکنم
09:28این فکر عویزون کردن خیلی خوبه
09:30قانون خوبیه
09:32به خاطر همین
09:34این فرمانده هست که
09:37جنسای منو گرفت
09:39به بچه ها گفتم
09:40اونو بگیرن تو میدون شهر عویزون کنن
09:44حالا میبینیم
09:51یه عوضی
09:56ایرمز
09:58تو دیوونه شدی؟
10:02میخوایی به دولت حمله کنی؟
10:05مگه تو تروریس دیری؟
Comments